صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
329
شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )
استقلال و استغناى وجودى از جسم و لوازم جسد مىرسد ؛ چه آن كه رجوع هر شىء به اصل خود ضرورى نظام وجود است . و در مقام حصول موت و زوال تعلق و مفارقت نفس از بدن ، نفس به اصل خود رجوع نمايد ، اصل نفس در برخى از نفوس ، عالم برزخ و در برخى ، عالم عقل و اصل برخى از نفوس ، حق اول و مقام واحديت و يا احديت وجود است و اصل بدن و اجزاى آن ، عناصر مبدأ حصول مركبات است . و عجب آن كه اين حكيم محقق فرمايد : به وجهى بدن ، اصل نفس است و به اعتبارى نفس ، اصل است نسبت به بدن ، پس رجوع بدن به نفس و تعلق دوبارهء نفس به بدن لازم است تا آن كه « كل شيء يرجع إلى أصله » صادق آيد ، در حالتى كه اصل نفس ، عقل است و اصل بدن ، عناصر اصلى . حقير ، در مقام تقرير مرام حكيم محقق در اين مسأله نيز مفصل بحث مىنمايد ، ايشان بعد از ذكر مسألهء بقاى ودايع روحانى نفس در بدن ، در صدد بيان اصل ديگر برآمدهاند و مىخواهند بفرمايند كه نفس ، بعد از خلع بدن ، به ملكوت اعلى پيوندد ، ولى بدن ، معطل نمىماند و نفس ناطقه را دنبال مىكند ، از طريق حركت جوهرى و تحول ذاتى ، بعد از طى منازل و قطع مراحل بالأخره به نفس مىپيوندد ، يكى نيست كه بپرسد ، بدن بعد از موت و بعد از آن كه جهت در نفس مطلقا ماده و استعداد قبول انفعالات حاصل از طريق ماده و استعداد و حركت ، نماند و تبديل به فعليت صرف شد ، منتظر چه چيز خواهد بود ، از طرفى اين بدن متحرك كه بعد از نفس ، فاسد مىشود و اجزاى آن منفصل مىگردد ، ديگر بدن آن نفس محسوب نمىشود ، هر مادهء مستعدى از آن ، به طرف فعليت ديگر مىرود ، آيا اين اجزاى منفصل ، هر جزء ، جزء به طرف نفس ، متحرك است ؟ و آيا دوباره از مادهء اصلى و حالت قبل از صورت معدنى حركت را شروع مىكند و دوباره بعد از طى درجات به مقام نفس مىپيوندد و يا آن كه حركت طولى ندارد و در يك جا و در يك حالت ، در جا مىزند ؟ مگر امكان دارد مادهاى به طرف منازل آخرت